سنگی در جاده

روزی سنگی در جاده‌ای افتاده بود.

نفر اول از آن گذشت، بدون آنکه متوجه آن شود.

نفر دوم آن را دید، اما بی‌اعتنا از کنار آن گذشت.

نفر سوم آن را دید و با خود فکر کرد اگر زیر لاستیک یک اتومبیل برود، ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟

اما با خود گفت: من کار دارم. انشاءا... نفر بعدی آن را برمی‌دارد!

نفر چهارم آن را دید و همان فکر را با خود کرد. اتومبیل خود را نگه داشت و سنگ را از وسط جاده برداشت.

آری عزیزان!

ایران زمین توسعه‌یافته و سربلند می‌شود، اگر تک‌تک ما ایرانیان علاوه بر موفقیت خود، به دیگران هم بیندیشیم.

هم نسبت به مسائل مثبت و منفی جامعه حس مسئولیت داشته باشیم و هم گامی عملی در جهت آن برداریم ولو کوچک...

به امید مفید و مؤثر بودن‌تان برای جامعه و سربلندی‌تان در دو جهان


شاد و پرتوان باشید

مرتضی احمدی‌منش

 

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !

ارسال دیدگاه
ارسال نظر
captcha